ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
148
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
در مصرع دوّم مفعول يرى ويسمع كه مفعول معيّنى مىباشد حذف شده است تا اين توهّم را ايجاد كند كه هر آنچه از أو مىبينند وهر آنچه از أو مىشنوند نيك است ، اين نوع بيان ، فضيلت ممدوح را نسبت به حزن حسودان وخشم دشمنان ثابت مىكند وبه اين علّت كلام داراى بلاغت خاصي است . واگر مفعول معيّن در كلام ذكر مىشد آن عظمت موهوم حاصل نمىشد ، زيرا ذهن اختصاص مىيافت به عظمت معيّنى كه به عنوان مفعول در جمله آورده شده بود ومعاني ديگرى را تداعى نمىكرد . گاهى آوردن مفعول رساتر وسزاوارتر است واين هنگامى است كه مفعول امر با عظمت وتازهاى باشد مانند اين سخن : ولو شئت ان ابكى دما لبكيته ، « اگر بخواهم خون بگريم مىگريم » . چون خون گريستن امرى شگفت آور است ، به عنوان مفعول در جمله ذكر شده است . 2 - مفعول به دليل معلوم بودن حذف مىشود ، مانند سخن علي ( ع ) : ان اشنق لها خرم وان أسلس لها تقحّم ، مفعول « خرم » كه « انفها » ومعفول تقحّم كه « مهالك » بوده به دليل وضوح ، از جمله حذف شده است . 3 - مفعولى كه ضمير است به شرط اين كه تفسير شود از كلام حذف مىشود مانند : اكرمنى وأكرمت عبد اللَّه ، « عبد اللّه مرا اكرام كرد ومن أو را گرامى داشتم » . در اين جا ضمير متّصل مفعولى از أكرمت حذف شده است وكلمهء عبد اللّه آن را تفسير مىكند . حذف مبتدأ وخبر . حذف هر يك از مبتدأ وخبر نقل شده است . گاهى مبتدأ وگاهى خبر به مناسبتى حذف مىشوند حذف مبتدأ مانند سخن حق تعالى : « سُورَةٌ أَنْزَلْناها » ، در اين مثال ضمير هي كه مبتداى جمله بوده حذف شده است . حذف خبر مانند سخن حق تعالى : « طاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ » ، در اين مثال خير